|
آواز آسمان |
|
یکشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٦ این آغوش جای گلباران است!!! سه نوشته برای «دلارام علی »
. . دلارام ! شنیدم که به ده ضربه شلاق متهم شده ای .... چند دقیقه است دارم از خودم می پرسم این شلاق ها قرار است بر کجای بدن تو وارد بیاید ؟ دست هایت ؟ آغوشت ؟ .....
اما این ها دست های دلارام نیست.... آغوش دلارام نیست .....
این جا خانه ی امن و مهربان صد ها کودک خیابانی ، صد ها کودک بی پناه، صد ها کودک زلزله زده، صد ها کودک .......... و ... و ..... این آغوش جای ضربه نیست ....... این آغوش جای گلباران است! تا این مادر جوان کهنسال بزرگ تر شود. دریایش بیشتر شود .... و برای دیگرانی هم که منتظرش هستند .....
هنوز با صدای تو این جمله در گوشم مانده است : "حتی برایشان همین مهم است همین که اسمشان به یادت مانده باشد" .... . . .
دلارام رو "خیلی ها" دیدن .... نه در جا های امن و تمیز .... جاهایی که روسری ها پر از خاک می شد .... جاهایی که ناله و سوز می آمد، و مریضی بیداد می کرد جاهایی که "قطره ای محبت"، "ذره ای شعور"، "بطری ای دانش" ، گرانبها بود و دلارام، همین ها رو پخش می کرد .... با روسری خاک خورده ش و چهره ی ساده ش .... دلارام، اگر جای تو در زندان باشه ، به زندان ها باید شک کرد .... . . . . میله ها جنس دلارام ها را نمی شناسند آن ها اصلا دلارام ها را نمی شناسند . آن ها اگر دلارام ها را می شناختند ، میله نبودند آن ها ساخته شده اند تا صبح تا شب شب تا صبح آن جا بایستند هیچ جا را نگاه نکنند فقط روبرویشان را نگاه کنند . آن ها ساخته شده اند تا فقط یک نقطه را نگاه کنند . . برای همین است دلارام ها و میله ها هم را نمی شناسند ، آن ها سال ها درکنار هم زندگی می کنند . دلارام ها دلارام می مانند و میله ها میله... .
پیوند های مربوط: دلارام را زندانی نکنید .... برای خانه نگرانم ... در پیش رو !!!
|
خانه آرشيو پست الكترونيك مهر بود برگی با نسیم شاید رقصید و...و تا درب کلاس شاگردها تنها برگی کوچکتر بودند و با آن ها خندید. با برگ ها شاید نقاشی کشید با نقاشی ها رویید با برگ ها ورق زد شاید شاید که 27 سال گذشت چند برگ و چند مهر و چند رقص باقیست ؟ ... یاد روزهای خوب - سارا موسیقیدان فلوت نواز پپر پروانه جادی بازم وبلاگ جادی راز حمایت از حقوق کودکان مادر کودک روشندل |
